توضیح:
(برای دانلود بر روی لینک مورد نظر راست کلیک کنید و گزینه ی save target as را انتخاب کنید و مکان قرار گیری بر روی رایانه را مشخص کنید و گزینه ی save را بزنید)

امـــــــشب سر مهربان نخلى خـــــــم شد
در كـــــــيسه نان بجاى خرما غـــــــم شد
در كـــــــنج خرابه ها زنى شيـــــــون كرد
همبازى كودكان كـــــــوفه كم شد...

در زمان خلافت حضرت علی ( ع ) جنگهای فراوانی رخ داد از جمله صفين ، جمل و نهروان که هر يک پيامدهای خاصی به دنبال داشت.
بعد از جنگ نهروان و سرکوب خوارج برخی از خوارج از جمله عبدالرحمان بن ملجم مرادی ، و برک بن عبدالله تميمی و عمروبن بکر تميمی در يکی از شبها گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونريزي ها و جنگهای داخلی را بررسی کردند و از نهروان و کشتگان خود ياد کردند و سرانجام به اين نتيجه رسيدند که باعث اين خونريزی و برادرکشی حضرت علی ( ع ) و معاويه و عمروعاص است . و اگر اين سه نفر از ميان برداشته شوند ، مسلمانان تکليف خود را خواهنددانست . سپس با هم پيمان بستند که هر يک از آنان متعهد کشتن يکی از سه نفر گردد . ابن ملجم متعهد قتل امام علی ( ع ) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر در مسجد کوفه نشستند . آن شب حضرت علی ( ع ) در خانه دخترش مهمان بودند و از واقعه صبح با خبر بودند ، وقتی موضوع را با دخترش در ميان نهاد ، ام کلثوم گفت : فردا جعده را به مسجد بفرستيد .
حضرت علی ( ع ) فرمود : از قضای الهی نمي توان گريخت . آنگاه کمربند خود را محکم بست و در حالی که اين دو بيت را زمزمه مي کرد عازم مسجد شد . کمر خود را برای مرگ محکم ببند ، زيرا مرگ تو را ملاقات خواهدکرد . و از مرگ ، آنگاه که به سرای تو درآيد . جزع و فرياد مکن ابن ملجم ، در حالی که حضرت علی ( ع ) در سجده بودند ، ضربتی بر فرق مبارک خون از سر حضرتش در محراب جاری شد و محاسن آن حضرت وارد ساخت . شريفش را رنگين کرد . در اين حال آن حضرت فرمود : " فزت و رب الکعبه " به خدای کعبه سوگند که رستگار شدم سپس ...
ادامه ی مطلب رو از دست ندین...

ادامه مطلب

یا فاطمه صل الله علیک
فاطمه علیهاالسلام آن بانوی بزرگ ما شهید شد و نه تنها شیعیان جهان، بلكه همه دوستان و آزادمنشان را عزادار ساخت. او زنی در خور احترام و بانویی نمونه و بیمانند در جهان بشریت بود. عمری كوتاه داشت، ولی از همه ساعات و ایام آن در راه بندگی خدا، و نجات انسانها از قیود و انحرافات استفاده كرد.
اینك مائیم و خاطرات فاطمه (علیهاالسلام)، مائیم و روح جهان و تلاش قرآنی فاطمه (علیهاالسلام) كه برای زنده داشتن آن خاطرات، سالانه هزاران مجلس وعظ سخنرانی برپا میسازیم و به یاد عظمت و بزرگواریهای او احساس غرور میكنیم و جهت رنجها و مصیبتهای وارده بر او اشكها میریزیم و یا او را وسیله گرانقدری در پیشگاه خدا قرار داده و به عرض حاجت مینشینیم.
این تلاشها و برنامهها خوب و ارزندهاند ولی جهتدهنده به سوی مقصود نیستند و نقش سازندگی و تحولانگیزی آنها اندك است. فاطمه علیهاالسلام برای این، تلاش نکرد كه به او احسنت و مرحبا بگوئیم و بدان خاطر به شهادت نرسید كه اشك ما را بدرقه راه كند و یا مجالس عزای او صرفاً برای عزاداری و توبه نیست كه مقصدی فوق آن مطرح است.

بهترین توسل
بهترین توسل برای نجات از مشكلات و همّ و غمّی كه در سر راه ماست توسل به راه و رسم حیات فاطمه علیهاالسلام است. فاطمه علیهاالسلام قافله سالار زنان جهان و مایه افتخار دنیای اسلام است. زندگی او بر اساس ایمان و اعتقاد و باور راستین است. عرضه كننده بهترین ایدهها و سنتهاست و راه او، راه نجات است. و از رمز پیروزیها و انحطاطها در پیروی یا عدم تبعیت از راه و رسم اوست.

باسمه تعالی
"نمونه ای عینی"
زن در جهان بینی اسلامی از مقام و جایگاه حقیقی خود که مرتبه ای رفیع محسوب می شود، برخوردار است. بدون تردید یکی از امتیازات اسلام که آن را به بهترین نسخه ی زندگی بشر مبدّل ساخته، رویکرد آن به جایگاه واقعی زن است.
برخلاف بسیاری از مکتب ها که نظریات تحقیرآمیزی نسبت به زن داشته و آن را جنس پست تر معرفی می کنند، نگاه اسلام به زن با آنچه در چهارده قرن پیش می گذشته و یا حتی با آنچه در جهان امروز نیز می گذرد، متفاوت است.
به عنوان مثال، حتی دنیای مدرن امروز نیز نتوانسته تا جایگاه زن در جامعه را به درستی تبیین کند. لذا ویل دورانت فیلسوف و نویسنده معروف تاریخ تمدن می گوید:
" اگر فرض کنیم در سال 2000 مسیحی هستیم و بخواهیم بدانیم که بزرگترین حادثه ربع اول قرن بیستم چه بوده است، متوجه خواهیم شد که این حادثه، جنگ و یا انقلاب روسیه نبوده است، بلکه همانا دگرگونی وضع زنان می باشد. تاریخ چنین تغییر تکان دهنده ای را آن هم در مدتی به این کوتاهی، کمتر به خویش دیده است؛ خانه مقدس که پایه نظم اجتماعی ما بود، شیوه زناشوئی که مانع شهوترانی و ناپایداری وضع انسان بود، قانون اخلاقی پیچیده ای که ما را از توحش، به تمدن و آداب معاشرت رسانده بود، همه آشکارا در این انتقال پرآشوبی که همه رسوم و اشکال زندگی و تفکر ما را فرا گرفته است، گرفتار گشته اند. "
از همین رو اکنون نیز از بهم خوردن نظم خانوادگی و سست شدن پایه ازدواج، از شانه خالی کردن جوانان در خصوص قبول مسئولیت ازدواج، از منفور شدن مادری، از کاهش علاقه پدر و مادر و بالاخص علاقه مادر نسبت به فرزندان، از ابتذال زن در دنیای امروز و جانشین شدن هوسهای سطحی به جای عشق، از آمار رو به افزایش طلاق، از زیادی سرسام آور فرزندان نامشروع، از نادر شدن وحدت و صمیمیت میان زوجین و ... فریاد متفکران غربی بیش از پیش به گوش می رسد.
اما دین اسلام و کتاب آسمانی آن، نگاهی متفاوت در این خصوص دارند. در روزگاری که زن مایه بدبختی و شایسته ی زنده به گور شدن تلقی می شد، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) دست دخترش را می بوسید و قرآن زن را مایه آرامش و سکون دل معرفی می کرد.(1)
در قرآن از آنچه در بعضی از کتب مذهبی آمده که زن از مایه ای پست تر از مایه ی مرد آفریده شده و جنبه ی طفیلی دارد، خبری نیست. ضمن اینکه قرآن کریم با این اندیشه ی رایج در ادبیات جهان که زن "عنصر گناه" یا "شیطان کوچک" است یا "در هر گناه و جنایتی زنی دخالت دارد"، به شدت مخالفت می کند.
از سوی دیگر، برخلاف بیشتر فرهنگ ها که سهم زن را در تولید فرزند ناچیز می دانند و مقام او را تا حد یک ظرف جهت نگهداری از نطفه تنزل میدهند، کتاب آسمانی اسلام ضمن آیاتی که می گوید شما را از مرد و زنی آفریدیم (1)و آیاتی که در تفاسیر توضیح داده شده، به این طرز تفکر خاتمه داده است.
قرآن کریم همچنین این ادعای واهی را که زنان قابلیت رسیدن به بهشت یا مقامات معنوی را ندارند، با یادآوری نمونه هایی از زنان وارسته رد می کند. قرآن صراحتا قرب الهی را نه به جنسیت که به ایمان و اعمال منوط کرده است.(3) این کتاب در کنار هر مرد بزرگ و قدّیسی، از زن قدّیسه ای یاد می کند. از همسران آدم و ابراهیم و مادران موسی و عیسی تجلیل کرده و در کنار مذمت همسران نوح و لوط، از آسیه (زن فرعون) که زنی مومنه بود، غافل نشده است.(4) این حاکی از آن است که اسلام برای اثبات نظریه های متعالی اش در مورد ارزش جایگاه زن، درصدد معرفی نمونه های بیرونی آن برآمده و اقدام به ارائه ی الگوهای موفق نموده است.
یکی از همین الگوها که چه در مقامات معنوی، چه در عرصه های علمی دین و چه در صحنه های اجتماعی-سیاسی، یک نمونه ی مثال زدنی است، مولود با برکت این روزها یعنی حضرت زینب کبری (علیها السلام) است. در قیام عاشورا که آغازگر بیداری اسلامی و عامل اصلی حیات شریعت محمدی است، نقش زینب کبری (علیها السلام) نه یک نقش حاشیه ای، که یک نقش مکمل قلمداد می شود و بدون آن، حرکت امام حسین (علیها السلام) ناقص می ماند.
در جهان بینی و مکتبی که زینب الگوی آن محسوب می شود، زن ازچنان مرتبه ی ارزشمندی برخوردار است که قابلیت تاثیر در تاریخ، تنها بخشی از آن است؛ رویکردی که در هیچ ایدئولوژی دیگری نظیر آن یافت نمی شود ...
(برگرفته از کتاب "نظام حقوق زن در اسلام"، تالیف: استاد شهید مرتضی مطهری (با اندکی تصرف))
5 جمادی الأول، خجسته زادروز
اسوه ی کامل زن در جهان بینی الهی
حضرت زینب کبری (علیها السلام)
بر همه مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی، تهنیت باد.

امروز برای شما دانلود دعاهای روز های هفته را گذاشتم.
همه ی سعی من جلب رضایت شماست و امیدوارم که اینبار هم مطالب مورد رضایت شما قرار گرفته باشه.

توضیح:
(برای دانلود بر روی لینک مورد نظر راست کلیک کنید و گزینه ی save target as را انتخاب کنید و مکان قرار گیری بر روی رایانه را مشخص کنید و گزینه ی save را بزنید)
دانلود دعای روز شنبه{ دریافت از بوی سیب۲ }
دانلود دعای روز یکشنبه{ دریافت از بوی سیب۲ }
دانلود دعای روز دوشنبه{ دریافت از بوی سیب۲ }
دانلود دعای روز سه شنبه{ دریافت از بوی سیب۲ }
دانلود دعای روز چهار شنبه{ دریافت از بوی سیب۲ }
دانلود دعای روز پنج شنبه{ دریافت از بوی سیب۲ }
دانلود دعای روز جمعه{ دریافت از بوی سیب۲ }

لطفا" منو با نظرات با ارزشتون راهنمایی کنید.
مقام و منزلت معنوى حضرت معصومه
علیهاالسلام
![]()
امام جواد علیه السلام فرمود: «من زار عمّتى بقم فله الجنّة»؛ هر كس عمه مرا در شهر قم زیارت كند، بهشت بر او واجب است.
حضرت معصومه علیهاالسلام بانویى آگاه از حوادث روز و محدثهاى سخنور و معلمهاى توانا بوده است و شاگردان زیر نظر ایشان به تعلیم اصول اسلامى مشغول بودهاند. همچنین كرامات زیادى از ایشان نقل شده است كه نشان مىدهد این بانوى مؤمنه و دریادل از روحى بزرگ و شأنى رفیع در پیشگاه خداوند برخوردار است.
امام صادق علیه السلام مىگوید: «الا اى قم حرمى ... تقبض فیها امرأة من ولدى و اسمها فاطمة بنت موسى یدخل بشفاعتها شیعتى الجنة باجمعهم» ؛ «اى مردم! شهر قم حرم من است، بانویى از فرزندان من در این شهر در مىگذرد كه نامش فاطمه دختر موسى است و شیعیان در روز قیامت با شفاعت او به بهشت مىروند.»
در روایتى دیگر از امام رضا علیه السلام آمده است: «من زارها عارفاً بحقها فله الجنة»؛ كسى كه قبر فاطمه دختر موسى بن جعفر را آنگونه كه شایسته اوست زیارت كند، بهشت از آن اوست.
نقل شده است كه آیه: « ان یشإ یذهبكم ایهاالناس و یات باخرین و كان الله على ذالك قدیرأ»؛ اى مردم اگر خداوند بخواهد مىتواند شما را از این دنیا ببرد و قومى دیگر را جانشین شما سازد و خداوند بر این كار قادر است»؛ بر پیامبر نازل شد، آن حضرت دست بر شانه سلمان فارسى گذاشت و فرمود: «آنان هموطنان سلمان هستند.»
با یاری خداوند تونستم یه آپ زیبا(البته به نظر خودم) بذارم تو وب و زیبایی اون بسته به نظر شماست.
در این پست با دانلود یک فایل صوتی و تصویری که با پاور پوینت(powerpoint)
ساخته شده و به صورت اسلاید اجرا میشود با نام سپاس(sepas) در خدمت شما هستم.
توضیح:
(برای دانلود بر روی لینک مورد نظر راست کلیک کنید و گزینه ی save target as را انتخاب کنید و مکان قرار گیری بر روی رایانه را مشخص کنید و گزینه ی save را بزنید)
سپاس{download}
اگر در دانلود کردن با مشکلی برخوردید حتما" منو از طریق نظرات اطلاع دهید.(نظر یادتون نره)

در جاهلیتی به سر می بریم كه همه چیز وهمه كس بازیچه دست تمسخر و الحاد است؛ سردمداران شرك و نفاق، امروز چون ابوسفیان های دیروز كمر به هجو و حذف اسلام بسته اند. دیری است كه دشمنان قسم خورده اسلام، یاوه سرایانه و دیوانه رفتار برمحمد (ص)؛ پیامبرآب و آیینه، رسول پاكی و آزادگی، گستاخی می كنند.
سران كفر در جاهلیت مدرن بر ساحت قدسی پیامبرِ هدایت و رحمت اهانت و استهزا روا می دارند غافل از اینكه هتاكیشان را عذاب سخت الهی در كمین است كه:
"ولقد استهزیء برسل من قبلک فحاق بالذین سخروا منهم ما کانوا به یستهزون" (انعام/10)
چه باطل اندیش اند اینان كه گمان برده اند خاك بر چهره خورشید می توانند افشاند و با سلاح جهالت به مصاف رو شنایی می توان رفت. لیكن شب به اراده شب پرستان نمی ماند و آفتاب روشنی بخش اسلام از پس ابرهای تیره و ظلمت زای جهالتشان خواهد تابید.
."هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله و لو كره المشركون" (توبه/33).
اینك ای مسلمان! چه جای نشستن؛ كه سكوت تلخ تو در قبال این فتنه برخاسته از آل استكبار، خود گناهی نابخشودنی و كفری آشكار است. اكنون برخیز كه هنگامه غیرت است.
باسمه تعالی
"حلم نبوی"
در تاریخ روایت شده که عبد الله بن سلام از یهودیان عصر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بود که اسلام را پذیرفت و رسما در صف مسلمانان قرار گرفت. او دوستى یهودی به نام "زید بن شعبه » داشت. عبدالله پس از پذیرش اسلام همواره زید را به اسلام دعوت مى کرد و عظمت محتواى اسلام را براى او شرح مى داد، ولى زید هم چنان بر یهودى بودن خود پافشارى مى کرد و مسلمان نمى شد.
عبدالله مى گوید: روزى به مسجد النبى رفتم. ناگاه دیدم که زید در صف نماز مسلمانان نشسته و مسلمان شده است. بسیار خرسند شدم. لذا نزدش رفتم و پرسیدم: علت مسلمان شدنت چه بوده است؟ زید گفت: روزی کتاب آسمانى تورات را مى خواندم؛ وقتى به آیاتى که در مورد اوصاف محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بود رسیدم، با ژرف اندیشى آنها را خواندم و ویژگى هاى او را که در تورات آمده بود، به خاطر سپردم. با خود گفتم بهتر آن است که نزد محمد روم و او رابیازمایم و بنگرم که آیا او داراى آن ویژگى ها که یکى از آنها "حلم و خویشتن دارى » بود هست یا نه؟ چند روز به محضرش رفتم و همه حرکات و رفتار و گفتارش را تحت نظارت دقیق خود قراردادم. همه آن ویژگى ها را در وجود او یافتم، ولی با خود گفتم تنها یک ویژگى مانده است، باید در این مورد نیز به کند و کاو خودادامه دهم. آن ویژگى حلم و خویشتن دارى او بود؛ چرا که درتورات خوانده بودم: "حلم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بر خشم او غالب است، جاهلان هرچه به او جفا کنند، از او جز حلم و خویشتن دارى نبینند."
روزى براى یافتن این نشانه در وجود آن حضرت، روانه مسجد شدم. در مسجد دیدم که عرب بادیه نشینى سوار بر شتر به آنجا آمد. مرد عرب وقتى که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را دید، پیاده شد و گفت: من از میان یکی از قبیله ها به اینجا آمده ام، خشکسالى و قحطى باعث شده که همه گرفتار فقر و تنگدستی شده ایم. مردم آن قبیله مسلمان هستند و امید آن رادارند که به آنها احسان کنى." در این هنگام محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) از على (علیه السلام) پرسید که آیا از وجوه قبلی چیزى نزد او باقی مانده است یا نه؟ على (علیه السلام) گفت: "نه". پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حیران و غمگین شد. من همان لحظه به محضرش رفتم و عرض کردم: اى رسول خدا! اگر بخواهى با تو خرید و فروش سلف کنم؛ اکنون این مبلغ را به تو مى دهم تا هنگام فصل محصول، همین مقدارخرما به من بدهى. آن حضرت پیشنهاد مرا پذیرفت و معامله را انجام داد و پول را از من گرفت و به آن عرب بادیه نشین داد.
من هم چنان در انتظار بودم تا این که هفت روز به فصل چیدن خرما مانده بود. در این ایام، روزى به صحرا رفتم. در آنجا محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) را دیدم که درسایه درختى نشسته و هر کدام از یارانش در گوشه اى نشسته اند. من گستاخانه نزد آن حضرت رفتم، گریبانش را گرفتم و او را خطاب قرار دادم و گفتم:" من شما را خوب مى شناسم که مال مردم را مى گیرید و در بازگرداندن آن کوتاهى و سستى مى کنید. آیا مى دانى که چند روزى به آخر مهلت بیشتر باقی نمانده است؟"
من با کمال بى پروایى این گونه جاهلانه با آن حضرت رفتار کردم (با این که چند روزى به آخر مهلت باقى مانده بود.) ناگاه از پشت سر آن حضرت، صداى خشنى شنیدم؛ عمر بن خطاب را دیدم که شمشیرش را از نیام برکشیده است. او به من رو کرد و با بکار بردن کلامی ناشایست، گفت: دور باش. در این هنگام، عمر خواست با شمشیر به من حمله کند، اما محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) از او جلوگیرى کرد و فرمود: " نیازى به این گونه پرخاشگرى نیست، باید او (زید) را به حلم و حوصله سفارش کرد». آن گاه به عمر فرمود تا مقدار معینی از خرمائی خاص را به من بدهد. عمر مرا همراه خود برد و حق مرا داد؛ به علاوه بیست پیمانه دیگر اضافه بر حقم به من خرما داد. گفتم: این زیادى چیست؟ گفت: چه کنم حلم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) موجب آن شده است، چون تو از نهیب و فریاد خشن من آزرده شدى، او به من دستور داد این مقدار بیشتر به تو دهم، تا از تو دلجویى شود و خوشنودى تو به دست آید.
هنگامى که آن اخلاق نیک و حلم عظیم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را دیدم، مجذوب اسلام و اخلاق زیباى پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) شدم و گواهى به یکتایى خدا، و رسالت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) دادم و در صف مسلمانان درآمدم.
در سیره عملى پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، صدها نمونه مشابه از این اخلاق نیک و زیبا وجود دارد که هر کدام، نشانگر قطره اى از اقیانوس عظیم حسن خلق آن حضرت است؛ همان گونه که خداوند با تعبیر "و همانا تو اخلاق عظیم و برجسته اى دارى "(1) به این مطلب اشاره فرموده است. این شواهد تاریخی از اخلاق نیکو، یکى از راز و رمزهاى مهم پیشرفت اسلام را که بسیار در گسترش آن نقش داشت، روشن می نماید.
(بر گرفته از کتاب "محجه البیضاء"، تألیف: ملا محسن فیض کاشانی، ترجمه محمد رضا عطایی(2))
سالروز میلاد خجستهصاحب اخلاق عظیم و رحمت للعالمین
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)
و خجسته زاد روز سلاله پاکش
امام صادق (علیه السلام)
به همه مسلمین جهان تبریک و تهنیت می گویم.

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...
پاورقی:
1- "و إنک لعلی خلق عظیم" (سوره قلم، آیه 4)
2- مترجم، ترجمه فارسی این کتاب را با نام راه روشن منتشر نموده است.
در سال نو
یا مقلب القلوب والابصار
یا مدبر اللیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
بیایید با هم این ذکر ها را هر روز با هم تکرار کنیم:
هر صبح یک موهبت الهی است آن را با یاد خدا زیباتر کنیم.
ذکر ایام هفته
شنبه: یا رب العالمین
یکشنبه:یا ذالجلال و الاکرام
دوشنبه:یا قاضی الحاجات
سه شنبه:یا ارحم الراحمین
چهارشنبه:یا حی یا قیوم
پنجشنبه:لا اله الا الله الملک الحق المبین
جمعه:اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
هر کدام در هر روز صد مرتبه


